تبليغاتX
خنده بازار

خنده بازار

جوک و طنز

                               عید الزهرا مبارک

                            الهم العن جبت و طاغوت

                   لعن علی عوک یا علی اولی دومی سومی

  سالروز آغاز ولایت منجی عالم بشریت مهدی صاحب الزمان مبارک

آمد آن یار وفادارونحیف                   بر در آن مر د بی  دین  و    کثیف

کوفت بردرهمچوپتکی برحجر           با  صدای  آهنین  گفت   بی     پدر

بازکن دررابگویم مطلبی                  بهتر این  باشد که  آن  را     بشنوی

آن حرامی همچوغوکی برجهید          لخت  وعریان  ُجنب  بر در   پرید

گفت کیستی وچه خواهی توزمن        این  چه  وقت  آمدن  دراین   زمن

گفت منم لؤلؤ همان یارعلی             اوکه   بعداز  احمدآن   باشد   ولی

آسیابان حق من بگرفته است            حق زحقدارش هموبستانده    است

آی واین حقم بگیرای دومی             تا   بدانند   آدمی    و      منصفی

گشت راهی درسبیل آسیاب             به  خیال  حق  گرفتن  ز    آسیاب

کوچه هادرکوچه ها رفته به پا          تا  رسیدند کوچه ای   تاریک  جا

گفت لؤلؤ صبرکن مردپلید              بایداین  عمرت  همین  جا ورپرید

آن دوسرتیغش کشیدی هم به دم        ازپس  وپیشش  بزدهم   بر   شکم

گفت این یک ضربت ازسیلی تو        وآن یکی ضربت برای  میخ   تو

این یکی ازریسمان وازطناب            آن یکی   ازهیزم  و  تحریم   آب

این یکی ازافتراوناسزا                    آن یکی    ازصد   لواطوصد زنا

لؤلؤ ازیک سومی زدبرشکم              وآن   یکی   فریاد  می زد  زالم

آن قدرزدبرشکمبش دشنه ای             کآن بشدچون شکل صافی مسلکی

چون شنیدناگه صدای چندلات            ارجح  او دانست  رفتن  برثبات

می دوید ازترس آن نامحرمان            تا رسید  دررَه  به مولای  زمان

گفت ای جانم شود قربانیت               من   دریدم  اشکم   آن   دشمنت

د ِه پناهم ای به قربانت جهان            تا   نیافتم   دست   آن    نابخردان

گفت مولا چشم خودآنی ببند             گرکه  خواهی  برهی زین قفل وبند

چون گشودم چشم ، بودم شهرخود      جان    ومالم   در ره  مولای  خود

حق هرظالم همین باشدبدان             آن که راهش غیر دین است خواردان

هرکه باشدباامیرالمؤمنین                جزو   جنت    باشد ُ   هم      خالدین


 

عید بر شیعیان مبارک

در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله نقل فرموده اند که ذکر می کنیم :

روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفته اند که روزی ما در باب قتل عمر بن خطاب منازعه کردیم و رفتیم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از خواص اصحاب امام علی النقی و امام حسن عسکری علیهما السلام بود و به خدمت امام مهدی عج نیز رسیده بود . وقتی درب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیه ای بیرون آمد سراغ احمد را از او گرفتیم . گفت : او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود .

گفتم : سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست : عید فطر – اضحی - غدیر و جمعه .
دختر گفت : احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب می آید .

ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم چون که دختر او را خبر کرد بیرون آمد درحالی که لنگی بسته و عبائی بر خود پیچیده بود و بوی مشک از او ساطع بود . گفتیم این چه حالت است که در تو مشاهده می کنیم ؟

گفت : الان از غسل عید فارغ شدم .

گفتیم : مگر امروز عید است  ؟

گفت : بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و چنین گفت :

روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام حسن عسکری علیه السلام مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمده اید . چون اجازه گرفتیم و به خدمت آن حضرت رسیدیم . دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته است و به دست مبارک خود عود در آن مجمره می اندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده .

عرض کردیم : یابن رسول الله پدران و مادران ما فدای تو باد . آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروز شادمانی تازه رخ داده است ؟

حضرت فرمود : کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیم تر است ؟ به درستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسید .

حذیفه گفت : حضرت علی و حسنین علیهم السلام را دیدم که با حضرت رسول غذا میل می فرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم می نمود و به حسنین علیهم السلام میفرمود :

بخورید ! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی که این روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک میفرماید ودر این روز دعای مادر شما را مستجاب میگرداند .

بخورید ! که این روز روزیست که حق تعالی در این روز اعمال محبان و شیعیان شما را قبول میفرماید .

بخورید ! که این روز ظاهر میشود صدق گفته خدا که میفرماید : فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا . این است خانه های ایشان که خالی گردیده به سبب ستمهای ایشان .

بخورید! که این روزی است که که در این روز شوکت دشمنان جد شما و یاری کننده دشمن شما شکسته میشود .

بخورید ! که این روزی است که در این روز فرعون اهل بیت علیهم السلام من و ستم کننده بر ایشان و غصب کننده حق ایشان هلاک میشود .

بخورید ! که این روزی است که حق تعالی عملهای دشمنان شما را باطل و بیهوده میگرداند .

حذیفه گفت که من عرض کردم : یا رسول الله آیا در میان امت تو کسی خواهد بود که این حرمتها و قداستها را بشکند .

حضرت فرمود : ای حذیفه بتی از منافقان بر ایشان سر کرده خواهد شد و در میان ایشان ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد . کتاب خدا را تحریف خواهد نمود . سنت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرف خواهد شد خود را پیشوای مردم خواهد خواند . بر وصی من علی بن ابیطالب علیه السلام امتیاز طلبی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غیر طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزیر من علی علیه السلام را به دروغ گویی متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد . پس دخترم او را نفرین خواهد کرد و حق تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود .

حذیفه عرض کرد : یا رسول الله چرا دعا نمیکنید حق تعالی او را در حیات شما هلاک گرداند ؟

حضرت فرمود : ای حذیفه دوست ندارم جرات کنم بر قضای خدا و از او تغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است . ولیکن از حق تعالی استدعا نمودم فضیلت دهد از سائر روزها آن روزی را که در آن روز او به جهنم می رود تا آن که احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من سنت گردد پس حق تعالی وحی کرد به سوی من که :

ای محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آید تو و اهل بیت تو را محنت های دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غضب کنندگان از بندگان من . آن منافقانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی ولی به تو خیانت کردند . تو به ایشان راستی کردی و آنها با تو مکر کردند . تو باآنها صاف بودی و آنها دشمنی تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختی ولی تو را تکذیب کردند و تو آنها را برگزیدی ولی تو را در گرفتاری ها تنها گذاشتند و سوگند یاد میکنم به حول و قوه و پادشاهی خود که البته به روی کسی که غصب کند حق علی علیه السلام را که وصی توست بعد از تو هزار درب از پست ترین طبقه های جهنم را بگشایم که آن را فیلوق می گویند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جای دهم که شیطان بر او برتری و اشراف پیدا کند و او را لعنت کند و آن منافقان را در قیامت برای فرعونها عبرت گردانم که در زمان پیغمبران دیگر بودند و نیز برای سایر دشمنان دین عبرت شوند و منافقان و دوستان آنها را به سوی جهنم برم با دیده های کبود و روهای ترش و بانهایت مذلت و خواری و پشیمانی و ایشان را تا ابد در عذاب خود نگه دارم .

ای محمد ! علی به منزلت تو نمی رسد مگر به آنچه که از بلاها توسط فرعون آن عصر و غضب کننده حق او بر او وارد میشود . کسی که جرات پیدا میکند تا گفته های مرا تغییر دهد و به من شرک آورد و مردم را از راه رضای من منع میکند و گوساله ای از برای امت تو برپامی کند که آن ابوبکر است و به من کفر می ورزد در عرش و عظمت و جلال من به درستی امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند روزی که آن ملعون کشته میشود و امر کرده ام ایشان را که کرسی کرامت مرا در برابر بیت المعمور نصب کنند و ثنا گویند بر من و طلب آمرزش نمایند برای شیعیان و محبان شما از فرزندان آدم و امر کرده ام ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننویسند گناهان ایشان را برای احترام کرامت تو و وصی تو .

ای محمد ! این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هر که تابع ایشان است از مومنان و شیعیان و سوگند یاد میکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسی که این روز را عید کند از برای من . ثواب آنها که دور عرش احاطه کرده اند به او عطا کنم و قبول نمایم شفاعت او را نسبت به خویشان او و زیاده کنم مال او را اگر گشادگی دهد بر خود و عیال خود در این روز و هر سال در این روز صد هزار هزار میلیون نفر از موالیان و شیعیان شما را از آتش جهنم آزاد گردانم و اعمال ایشان را قبول و گناهان شان را بیامرزم .

حذیفه گفت : پس رسول خدا برخواست و به خانه ام سلمه رفت و من برگشتم در حالیکه به کفر عمر لعنه الله یقین کرده بودم . تا آنکه بعداز رسول خدا دیدم که چه فتنه ها برانگیخت... .

پس حق تعالی دعای برگزیده خود و دختر پیغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را بر دست کشنده او (حضرت ابولولو رحمه الله) جاری ساخت . من به خدمت حضرت امیرالمومنین رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به عذاب حق تعالی واصل گردید . چون حضرت مرا دید فرمود : ای حدیفه : آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت .

عرض کردم : بلی ای برادر رسول خدا .

حضرت فرمود : به خدا سوگند این روز روزی است که حقتعالی در آن دیده آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز هفتاد و دو نام میدانم .

حذیفه عرض کرد : یا امیرالمومنین ! میخواهم این نام ها را از شما بشنوم .

حضرت فرمود : این روز ، روز استراحت مؤمنان است زیرا از شر آن منافق استراحت یافتند ، روز زایل شدن كرب و غم است ، روز غدیر دوم است ، روز تخفیف گناهان شیعیان است ، روز برهم شكستن بنای كفر و عدوان است ، روز عافیت است ، روز بركت است ، روز طلب خونهای مؤمنان است ، روز عید بزرگ خدا است ، روز مستجاب شدن دعا است ، روز موقف اعظم است ، روز وفای به عهد و شرط است ، روز كندن جامة سیاه است روز ندامت ظالم است ، روز شكسته شدن شوكت مخالفان است ، روز نفی هموم است ، روز فتح است ، روز عرضة اعمال كافران است ، روز ظهور قدرت خدا است ، روز عفو از گناه شیعیان است ، روز فرج ایشان است ، روز توبه است ، روز انابه بسوی خدا است ، روز زكات بزرگ است ، روز فطر دوم است ، روز اندوه یاغیان است ، روز گره خوردن آب دهان در گلوی مخالفان است ، روز خشنودی مؤمنان است ، روز عید اهل بیت است ، روز ظفر یافتن بنی اسرائیل بر فرعون است ، روز مقبول شدن اعمال شیعیان است ، روز پیش فرستادن صدقات است ، روز زیارتی مثوبات است ، روز قتل منافق است ، روز وقت معلوم است ، روز سرور اهل بیت است ، روز مشهود است ، روز قهر بر دشمن است ، روز خراب شدن بنیان ضلالت است ، روزی كه ظالم انگشت ندامت به دندان می گیرد است ، روز تنبیه است ، روز شرف است ، روز خنك شدن دلهای مؤمنان است ، روز شهادت است ، روز درگذشتن از گناهان مؤمنان است ، روز تازگی بوستان اهل ایمان است ، روز شیرینی كام ایشان است ، روز خوشی دلهای مؤمنان است ، روز برطرف شدن پادشاهی منافقان است ، روز توفیق اهل ایمان است ، روز رهایی مؤمنان از شر كافران است ، روز مانور اهل ایمان است ، روز به خود بالیدن است ، روز قبول اعمال است ، روز تبجیل و تعظیم است ، روز نحله و عطاء است ، روز شكر حق تعالی است ، روز یاری مظلومان است ، روز زیارت كردن مؤمنان است ، روز محبّت كردن به ایشان است ، روز رسیدن به رحمتهای الهی است ، روز پاك گردانیدن اعمال است ، روز فاش كردن رازها است ، روز برطرف شدن بدعتها است ، روز ترك گناهان كبیره است ، روز ندا کردن به حق است ، روز عبادت است ، روز موعظه و نصیحت است و روز انقیاد پیشوایان دین است .

حذیفه گوید : سپس از خدمت امیرالمومنین برخواستم و گفتم اگر در نیابم از افعال خیر و آنچه امید ثواب از آن دارم مگر محبت این روز و دانستن فضیلت این روز هر آینه منت های آرزوی من خواهد بود .

پس محمد و یحیی راویان این حدیث گفتند : چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم : حمد و شکر میکنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانه های خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم .

حیدری باشید

لعن علی عدوک یا علی - اولی و دومی و سومی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 23:59  توسط محمد  | 

 ولادت حضرت زهرا علیها السلام      ولادت حضرت زهرا علیها السلام    ولادت حضرت زهرا علیها السلام

 ولادت حضرت زهرا علیها السلام      ولادت حضرت زهرا علیها السلام    ولادت حضرت زهرا علیها السلام

 ولادت حضرت زهرا علیها السلام    ولادت حضرت زهرا علیها السلام      ولادت حضرت زهرا علیها السلام

 ولادت حضرت زهرا علیها السلام    ولادت حضرت زهرا علیها السلام    ولادت حضرت زهرا علیها السلام

 

       ولادت با سعادت ملکه ارض و سماء

            حضرت فاطمه الزهرا

     را به شیعیان عالم تبریک عرض می کنم

          روز مادر و روز زن نیز مبارک باد

 

بهار سفره‌ی سبزی ست از سیادت تو
شب تولد هستی ست یا ولادت تو ؟
تو سرّ مخفی لولاكی و جهان گم بود
اگر نبود گل افشانی ولادت تو
شهود ، شمه‌ای از ربنای شعله ورت
حضور ، گوشه‌ای از خلوت عبادت تو
تو نور نور علی نوری ای تمامت نور
كدام ذره ندارد سر ارادت تو
به پاس رویت رویت ركوع كرده هلال
و یا شكسته قدش در شب شهادت تو؟
پناه گریه‌ی تنهایی علی (ع) بودی
قسم به خطبه ی مولایی رشادت تو
پر از جمال و جلال جمادی و رجبم
شب ولادت مولاست یا ولادت تو ؟!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:18  توسط محمد  | 

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

 دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:16  توسط محمد  | 

   عیدتان مبارک 

    

   اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم

سبزه را با ياد روي سبزه ات

سمنو به ياد شيريني لبخندت

سايه دانه به رنگ چشم هايت

سرکه با ياد ترشي مهربانيت

سيب با ياد ترديه گونه هايت

سکه با ياد درخشش قلبت

سير با ياد تندي کلامت

 

با همه خوبي ها و بدي هايت ای زیباترین عشق دوستت دارم

 

عیدتون مبارککککککککککک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 15:30  توسط محمد  | 

          اسلام علیک یا اباعبدالله الحسین

اسلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی الاصحاب الحسین

         اسلام علیک یا ابوالفضل العباس

آنچه تاكنون آموخته ايم

1ـ برداشت عاطفي

ـ يكي از جنبه هاي حادثه كربلا بعد عاطفي است مي دانيم كه كربلا به دليل وضعيت خاص خود در به شهادت رسيدن بيش از شانزده تن از خاندان رسالت و نيز كيفيت خونبار آن زخمي عميق و پردامنه بر قلب جامعه شيعه ايجاد كرد. حادثه از هر جهت جدي و قابل ملاحظه بود. اثر عاطفي آن بلافاصله در شيعه پديدار شد توابين نخستين گروهي بودند كه تحت تاثير اين قضيه قرار گرفتند و از آنجا كه خود را مقصر مي ديدند بدون آن كه انديشه سياسي روشني داشته باشند خود را در معرض شهادت قرار دادند. مي دانيم كه آنان قبل از رفتن به سوي شام از كوفه بر سر مزار امام حسين (ع) آمدند و طي چند روز به گريه و زاري پرداختند .....

با نگاهي به آنچه در احاديث امامان (ع) درباره اقامه عزا و زيارت مرقد امام حسين (ع) وارد شده مي توان دريافت كه به سرعت بعد عاطفي كربلا جاي خود را در جامعه شيعه بازكرد. و حتي گروههايي از سنيان را نيز به خود جذب كرد و به مرور عزاداري سالانه آغاز شد. ادبيات شيعي نيز تحت تاثير اين قضيه و ساير رخدادهاي خونيني كه براي شيعيان پيش آمد ... ادبياتي مبتني بر «مرثيه» شد. حجم عظيم كتابهاي نوشته شده در اين رابطه با عنوان مقاتل از ابتدا با كتاب «مقتل الحسين» نوشته لوط بن يحيي ازدي (متوفاي 157 قمري) تا كتاب «نفس المهوم في مصيبته سيدنا الحسين المظلوم» نوشته مرحوم حاج شيخ عباس قمي محدث بزرگ معاصر نشان از صحت اين مدعا است.  (1)

 از آن پس نام  امام حسين (ع) با گريه بود و عاشورا مهمترين حاديه غمگينانه در تاريخ بشمار مي آمد گريه براي امام ثوابي بي اندازه و رفتن به زيارت مرقد امام حسين (ع) پاداشي فزون از حد داشت اين بعد عاطفي كم كم توسعه يافت و ايام وَفَيات ساير امامان نيز به عنوان ايام عزا مطرح شد.  (2)

abalfazl_abbas_moharam

علت شكل گيري نگاه عاطفي به دين (واقعه عاشورا)

ـ گسترش تبليغات ضد ديني از زمان حكومت بني اميه و تخريب پيشوايان ديني در اذهان مردم (تخريب شخصيت اميرمومنان (ع) توسط معاويه و نيز معرفي امام حسين (ع) به عنوان يك فرد مهاجم و طاغي در زمان يزيد)

ـ جعل اخبار و روايات از زبان پيامبر (ص) مبني بر قرار دادن عيد در روز عاشورا.

ـ تاكيد پيشوايان ديني در اقامه مجالس عزاداري و دعا و زيارت بخاطر عدم وجود راه ديگري براي ترويج و احياء دين.

 moharam_ahlbeyt

نتايج اين رويكرد

1-  بستر سازي اجتماعي با تظاهرات بيروني از طريق مجالس عزاداري براي استحكام مباني عقيدتي و مذهبي

2-  ايجاد وحدت بيروني اجتماعي

3-  بسط مفهوم تبري در جامعة ديني بخاطر نشر مفهوم لعن ظالمين در نهضت عاشورا

4-  نقش محوري امام حسين (ع) باعث هويت بخشيدن به مفهوم زندگي مومنان شد.

5-  تاكيد بر آداب ديني در ايام محرم از طريق دعوت به توبه، دعا، زيارت، امر به معروف و نهي از منكر، تلاوت قرآن، انفاق و....

6-  شكل گيري روح انقلابي و قيام بر عليه ظالمان زمان

7-  پرورش هزاران شاعر،‌اديب، مورخ و محدث

8-  ايجاد بنگاههاي خيريه و اطعام به فقيران و كمك به بلاد اسلامي

9-  تشكيل و گسترش مجالس تعزيه و شبيه خواني و هنر مذهبي

       ......

 

 1- (مجموعه مقالات/ ص 203)

2- (مجموعه مقالات/ ص84)

3-(مجموعه مقالات/ مقتل نگاري در تاريخ/ محمود يزدي مطلق/ ص 103/ ج 3)

/moharam_hosein

2- برداشت عرفاني

ـ عشق دروني بشر به كمال مطلق و مايه هاي عميق عرفاني در قرآن و سنت معصومين موجب گرديد تا در دنياي اسلام به قلمرو معرفت خدا و اسماء و صفات او و راههاي وصول به حضرت حق كه حقيقت علم و عرفان است توجه خاصي مبذول شود. از همين روي به تدريج اين گرايشها از قلمرو فردي خارج شده و ماهيت فرقه اي و مسلكي به خود گرفت و در حوزه تمدن و تاريخ فرهنگ اسلامي نهاد علم عرفان و دانش تصوف (در كنار ساير نهادهايي چون فقه، كلام و فلسفه) به وجود آمد...

از مطالعه سلسله عرفا بدست مي آيد كه از قرن دوم تا پايان قرن نهم چهار فرقه مهم وجود داشته است: ملامتيه، قادريه، نقشنبديه و مولويه كه هر يك ويژگيهاي خاصي دارند. استاد مطهري فرقة‌ پنجمي بر فرقه هاي ياد شده مي افزايد كه از سلسله هاي مشهور نيستند آنان بي نام و نشان هستند كه به وحدت عرفان، برهان و قرآن (ملاصدرا و پيروانش) و اصالت وحي و سنت معصومين (ع) تاكيد مي ورزند (مرحوم آخوند ملا حسينقلي درگزيني و شاگردان آن بزرگ چون ميرزا جواد ملكي تبريزي....)   (1)

 ـ يكي از بهترين برداشت هاي عرفاني كه مي تواند زبان حال گوياي همة برداشت هاي عرفاني از واقعه عاشورا باشد،‌شعري است از مولوي كه در دفتر ششم مثنوي آمده است. در اين شعر به خوبي مشخص است كه عارفان پس از طي مراحل دينداري و رسيدن به عالي ترين مرحله آن بايد خود را براي فناء في الله آماده كنند. و چنين روزي بر ايشان روز عيد و شادي است چرا كه توانسته اند روح خود را از عالم طبيعت خارج كنند و به مقام لقاء الهي نايل آيند. كساني كه به چنين شناختي از واقعه عاشورا نرسند از منظر عارفان يكي از عالي ترين آموزه هاي ديني را دريافت نكرده اند و پيام اين واقعه را نشنيده اند.......

 روز عاشورا همه اهل حلب                         باب انطاكيه اندر تا به شب

گرد آيد مرد و زن جمعي عظيم                     ماتم آن خاندان دارد مقيم

ناله و نوحه كنند اندر بكاء                          شيعه عاشورا، براي كربلا

بشمرند آن ظلمها و امتحان                         كز يزيد و شمر ديد آن خاندان

نعره هاشان مي رود در ويل و وشت            پر همي گردد همه صحرا و دشت

يك غريبي شاعري از ره رسيد                    روز عاشورا و آن افغان شنيد

شهر را بگذاشت و آن سو راي كرد             قصه جست و جوي آن هيهات كرد

اين رئيس زفت باشد كه بمرد؟                 اين چنين مجمع نباشد كار خرد

نام او القاب او شرحم دهيد                       كه غريبم من شما اهل ده ايد

چيست نام و پيشه و اوصاف او؟              تا بگويم مرثيه زالطاف او

مرثيه سازم، كه مرد شاعرم                     تا از اينجا برگ و لا لنگي برم

آن يكي گفتش كه: هي ديوانه اي؟            تو نه اي شيعه، عدّو خانه اي

روز عاشورا، نمي داني كه هست              ماتم جاني كه از قرني به است؟

پيش مومن كي بود اين غصه خوار؟          قدر عشق گوش عشق گوشوار؟

پيش مومن ماتم آن پاك روح                 شهره تر باشد زصد طوفان نوح

 گفت: آري ليك كو دور يزيد؟            كي بده ست اين غم؟ چه دير اينجا رسيد؟

چشم كوران آن خسارت را بديد             گوش كرّ ان آن حكايت را شنيد

خفته بود ستيد تااكنون شما؟               كه كنون جامه دريديت از عزا

پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان!       زآن كه بد مرگي است اين خواب گران

روح سلطاني ز زنداني بجست            جامه چه درانيم؟‌و چون خاييم دست؟

چون كه ايشان خسرو دين بوده اند           وقت شادي شد چو بشكستند بند

سوي شادروان دولت تاختند                   كنده و زنجير را انداختند

روز ملك است و گش شاهنشهي            گر تو يك ذره از ايشان آگهي

ورنه اي آگه، برو بر خود گري            زآن كه در انكار نقل و محشري

بر دل و دين خرا بت نوحه كن              كه نمي بينيد جز اين خاك كهن

ورهمي بيند چرا نبود دلير                 پشت دار و جان سپار و چشم سير؟

در رخت كو از مي دين فرخي؟           گر بديدي بحر، كوكف سخي؟

آن كو جو ديد آب را نكند دريغ           خاصه آن كو ديد آن دريا و ميغ (2)

 ashora_moharam

علت شكل گيري نگاه معنوي و عارفانه به دين (واقعه عاشورا)

1-  تفكيك حكومت و ولايت در دو دهه نخست پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)

2-  قرارگيري مفهوم امامت درحوزه كلام اسلامي و خارج شدن آن از حوزه عملي مومنان (فقه)

3-  غير سياسي كردن مفهوم امامت توسط شيعيان غالي

4-  قرارگيري امامان شيعه به عنوان اقطاب و اولياء در انديشه صوفيان شيعي (از قرن ششم به بعد)

5-  غلبه كلام اشعري درانديشه عارفان مسلمان

6-  مفهوم «فلسفه شهادت» و آگاهي پيشين امام از حوادث آينده

.......

ya_aba_abdelah_hosein

نتايج رويكرد عارفانه به دين (واقعه عاشورا)

1-  بي توجهي به كرامت ذاتي انسان (عناصري چون ملامتيگري و پشمنيه پوشي . ....)

2-  كم رنگ كردن تكاليف و توجه بيشتر به درون

3-  فقدان روح حماسي و اجتماعي در عرفان مصطلح اسلامي

4-  تبديل فرهنگ حقيقي به فرهنگ مجازي

5-  تلاش براي آزادي دروني و عدم توجه به آزادي بيروني

6-  تخفيف عقل و تلاشهاي آن و رواج روح تسليم بواسطه غلبه كلام اشعري درانديشه عارفان مسلمان

7-  خالص نبودن دريافت هاي عارفانه بواسطه تاثير اديان و مكاتب ديگر در آموزه هاي عرفان اسلامي

......

1-(مجموعه مقالات/ ص 57)

2-(مثنوي معنوي دفتر ششم/ ابيات 782 الي 810)

moharam_site

- برداشت سياسي

ـ .... اوج گرفتن احساسات مذهبي از شهريور 1320 به بعد و بدنبال آن نفوذ افكار سياسي و اجتماعي غرب و شرق علماي شيعه را به مبارزه طلبيد پس از مشاركت علما در مشروطه و شركت در تبيين و روشن كردن جنبه هاي سياسي اسلام در رساله هايي كه در آن زمان تاليف شد باعث گرديد در دهه چهل بار ديگر داعيه رهبري اسلام كه رهبري ديني راترويج مي كرد فزوني يابد. ضميمه شدن اين مبارزات فكري با مبارزات سياسي، راه بهره گيري از نهضت  امام حسين (ع) را باز كرد.

ـ ضرورت اين بحث از چند جهت روشن بود سخن بر سر وجود نظام ظالمانه اي كه بايد سرنگون مي شد سخن بر شهادت بود كه در اعدامهاي رژيم ستمشاهي پهلوي تبلور داشت. سخن بر سر بيرون آمد شيعه از  ركود بود. اين ركود تا اندازه اي در افراط از برداشتهاي معنوي از كربلا بود. در فضايي كه امام خميني (ره) كتاب ولايت فقيه را نگاشت و ولايت فقيه را به عنوان يك نظريه جامع حكومتي تبيين مي كرد در ايران نوشته هايي منتشر مي شد همچون «راه حسين»، «الفباي قيام  امام حسين (ع)»، «شهيد جاويد»، «تحريفات عاشورا» و «شهادت» اين كتابها بر پايه نگرشهاي مختلفي تاليف شده و گاه ميان نويسندگان آنها تعارضاتي وجود داشت اما همه به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد از نهضت عاشورا برداشت سياسي جدي تري كرد. از ميان اين كتابها بيشترين جدال را كتاب «شهيد جاويد» برانگيخت....   (1)

 sagha_moharam

چگونگي شكل گيري نگاه عقلاني و تحليلي به دين (واقعه عاشورا)

ـ جريان نوگرايي فكري در ميان متفكران و نويسندگان شيعه و اهل سنت، سابقه چندان زيادي ندارد و آغاز آن اصولاً به زمان سيد جمال (1254 – 1314 ه ) مصلح نوگراي اسلامي بر مي گردد. اين جريان در بادي امر، مسائلي از قبيل لزوم تجديد نظر و بازنگري در فكر ديني و توجيه تجربي قرآن و مفاهيم ديني را در بر مي گرفت ولي رفته رفته، دامنة آن گسترش يافته و ابعاد مغفول اسلام ـ مانند انديشه هاي سياسي و اجتماعي آن را نيز شامل گرديد.

ـ با طرح اسلام، به صورت يك ايدئولوژي اجتماعي و سياسي در ميان متفكران شيعه و سني گرايش شديدي در بين آنان براي مطالعه سرگذشت سياسي ـ اجتماعي اسلام پيدا شد، اين سرگذشت به راحتي مي توانست آنها را با مباني تفكر سياسي اسلام آشنا ساخته و آنان را براي بسيج عمومي مردم عليه نظامهاي فاسد ياري دهد... «جهاد» و «شهادت» هر دو از ابزارهاي لازم و شكنده براي يك رويارويي كامل با استبداد داخلي و استعمار خارجي بودند كه اين مصلحان نوگرا، آن دو را فقط مي توانستند از فرهنگ عاشورا، وارد مسلمانان امروزي نمايند....

نوگرايان شيعه با درك عميق و درست موقعيت سياسي شيعه و نيز توانمندي آشكار فرهنگ عاشورا براي پاسخگويي به نيارهاي جامعة شيعي و حتي غير شيعي امروز، براي نخستين بار بحث خود را پيرامون نهضت عاشورا براساس تحليل انتقادي متون تاريخي، به منظور كشف عدم تجانس و بي دقتيهاي آن منابع قرار دادند و از جهتي كوشيدند به استخراج آموزه هاي سياسي و اجتماعي عاشورا و تبيين درست و منطقي اهداف اصلاح طلبانه امام حسين (ع) به زبان نسل جديد بپردازند.

ya_hosein_mazlom

ويژگيهاي آثار نوگرايان به دين (واقعه عاشورا)

1-  تاكيد بر تحليل عاشورا بجاي تجليل از آن.

2-  آشكار شدن جنبه اي سياسي، اجتماعي نهضت.

3-  توجه به كليات وقايع و نه جزئيات آن.

4-  تمايل به توجيه عقلاني و منطقي مسائل مربوط به عاشورا.

5-  مبارزه با خرافت و تحريف زدايي از واقعه.

6-  گسترش نگاه جامعه شناسانه.

7-  تمايل به تفسير طبيعي و علمي حوادث عاشورا.

........

                   
1-
(مجموعه مقالات/ ص 97)
2-(محمد حكيم پور/ مجموعه مقالات/ ج 3/ ص 135)

teshne_moharam

منبع:http://www2.irib.ir

الهم عجل الولیک الفرج به آقا اباعبدالله الحسین

التماس دعا

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:22  توسط محمد  | 

اسلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی(ع)

خسته میلاد هشتمین اختر تابناک علی ابن موسی الرضا را به به درگاه امام عصر ارواحنافدا وتمام شیعیان و مریدان آنحضرت تبریک عرض می کنم

 بوی بهشت می آید از مشهد الرضا                      در رتبه برتر آمده از عرش کبریا

برتر بود ز گنبد مینای نیلگون                               در بارگاه قدس رضا گنبد طلا  

از مقدم ثا من الحجج ای یاران                           گردیده جهان ز لطف حق گلباران

از گنگره عرش خدای منان                                 این مژده به حامیان قرآن آمد

                             میلاد شه ملک خراسان آمد

عالم همه فدای تو یا ثامن الحجج                 جان می دهم برای تو یا ثامن الحجج

من زنده ام به عشق تو ای آفتاب حسن        دارم به سر هوای تو یا ثامن الحجج

خورشید فروزنده آفاق ولایت                              آن ماه درخشان که بود نور هدایت

هر جا که نهد پای چو عیسای مسیحا               باشد قدمش داروی درمان طبابت

مطلب اصلی:بی مقدمه شروع میکنم ما یا بهتر بگم من خیلی به شهدا بدهکارم هروز با گناهام دل آ قا امام زمان به درد میارم وای برمن آهای شهدا به خدا خیلی شرمندهام وای بر من نمی دونم روز محشر چه جوری میخوام تو چشم آدمایی نگاه کنم که زندگیشون به خطر سعادت من نوعی دادن خدا کمک کن که بتونم در راه تو از خجالت اربابم آقا امام زمان و شهدا در بیام

حاشیه:بچه ها تو پیوندام یه پیوند هست به نام دفاع مقدس این یکی از قدیمی ترین رفیقام حاج علی زنگنه نوسته اگه مقدور بود به اونم سر بزنید

التماس دعا

یا علی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:0  توسط محمد  | 

            بسم رب الشهدا وصديقين

می خوام يکم از خاطرات تفحص شهدا صحبت کنيم

راوی ميگفت:در يکی از مناطق جنگی در حال تفحص بوديم که به جسد يک شهيد بزرگوار بر خورديم ايشان هيچ نوع نشانه ي هويتی نداشت

بعد از طی دو روز تعدادی شهيد ديگر که پلاک داشتند پيدا کرديم حالا می خواستيم شهدا را تحويل بدهيم ولی همه دوست داشتيم هويت اون شهيد گمنام پيدا کنيم بعد بريم هرچی گشتيم پلاکي نبود

بعد چند روز که ديگه می خواستيم بر گرديم جيب لباس آن شهيد گمنام نظرم را جلب کرد

جيب را لمس کردم چيزی مانند دکمه بود کنجکاو شدم جيب را باز کردم در آن عقيقي بود که روی آن نوشته شده بود به ياد شهداي گمنام

   کجايند مردان بي ادعا

                                                                                  وسلام عليکم ورحمةالله

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:2  توسط محمد  | 

قال علی ابن ابی طالب:

     مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

     مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

    مراقب رفتارت باش که شخصیتت می شود

   مراقب شخصیتت باش که سر نوشتت می شود 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:24  توسط محمد  | 

         اسلام علیک یا علی ابن ابی طالب

            یا علی گفتیم وعشق آغاز شد

شبی در محفلی ذکر علی بود            شنیدم عاشقی مردانه فرمود

اگر آتش به زیر پوشت داری                گر نسوزی علی را دوست داری

مولایم می فرماید:

هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.

* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد.

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.

* بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است.

مي‌كنم با نام يزدان اين سخن را ابتدا
آن كه پيدا نيست او را ابتدا و انتها

پس درود ما بود بر مصطفي ختم رسل
آن كه دارد سروري و مهتري بر ما سوا

ب
عد از آن با نام حيدر كام خود خوشبو كنم
آن كه باشد بعد احمد عالمي را پيشوا

لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار
اين نشان از بي‌نشان آمد به تاج انما

تا نباشد مهر تو روشن نمي‌گردد دلي
محفلي بي نام تو هرگز نمي‌گيرد صفا

بي ولايت طاعت ثقلين مي‌گردد هدر
چون نبي فرمود بي‌حب تو هر طاعت هبا

مي‌زنم دم از ولايت تا كه جان دارم به تن
مي‌كنم خود را نثار مقدمت سر تا به پا

بي‌رضايت دم نزد يك‌دم رضايي روز و شب
آرزو دارد كه گيري دست او روز جزا

ایام شهادت مولی الموحدین حضرت علی ابن ابی طالب(ع) را به پیشگاه مقدس حضرت وشیعیان جهان تسلیت عرض میکنم

 یا علی آ قا جان روز جزا شفاعت مارم بکن آقا!

یا علی مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 13:22  توسط محمد  | 

در خواب ناز بودم شبی   

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 0:47  توسط محمد  |